هیچ هایک از تهران تا سیستان | قسمت سوم -بم

خب حتما سفرنامه های قبلی من و ماجراهایی که اتقاق افتاده بود رو خوندین ، اگه تا به حال فرصت خوندنشو نداشتید یا اولین باری هست که به سایت ما سر میزنید از اینجا میتونین سفر هفده روزه و البته هیچ هایکی منو از تهران تا سیستان دنبال کنید .گفتم هیچ هایک ؟ خب شاید با این واژه و این نوع سفر آشنایی نداشته باشید ، واسه همین میتونید یه نگاه به مقاله علی بندازید و با هیچ هایک بیشتر آشنا بشید .

بازهم جاده سرد و بارونی بود و بازهم من و احسان یه تیم شده بودیم . تکرارِ جالبی بود این ماجرا برای هردو نفرمون .اما اینبار اتفاق جالبی افتاد.ماشینی برای ما نگه داشت و زن و شوهری زیر بارون شدید از ماشین پیاده شدن و اومدن استقبال ما . کوله های ما رو گرفتن و صندوق رو باز کردن و گذاشتن توی صندوق و گفتن بشینید زود بریم .

سفر به بم ، بم

و ما متعجب از اینکه چرا ازمون سوال نکردن چرا وایسادین لب جاده ؟اخه اینقد راحت ؟؟ مگه میشه ؟بعد از نشستن توی ماشین وشروع شدن صحبتها متوجه شدیم که  مهمون زوج دوچرخه سواری هستیم  که تعطیلات عید رو با ماشین سپری میکردند و خوشبختانه از بچه های هیچهایک و سبک سفر ما مطلع بودن . حس اینکه یکی مثل خودت تو جاده زیر بارون پیدا بشه و فکر نکنه زده به سرت که پای پیاده از کرمان میخوای بری بم ، واقعا حس وصف نشدنی هست.اکثر راننده هایی که ما ها رو با کوله پشتی و این سبک سفر می بینن لب جاده ، فکرهای تقریبا یکسانی دارن. اول فکر میکنن ما از دولت یا ارگانهای گردشگری پول و حقوق میگیریم ، بعد فکر می کنن بیکاریم و پولدار ، و ذهنیت اکثرشون اینه که ما دیوونه ایم !! اما جالبیش اینه با همه این طرز تفکرها حرف آخر همشون یکیه و میگن “خوش بحالتون، کار درست رو شما انجام میدین. تا جوونین و انرژی و قدرت دارین همه جا رو بگردین و ببینید”و من آخر این جمله ها همیشه خدا رو شکر میکنم ، از اینکه سالمم و دوتا پایِ عزیز دارم و پُر از انرژی و قدرتم تا فرصت داشته باشم آرزوها و خواسته هامو دنبال کنم و ساکن نباشم.

هرچی به شهر بم نزدیکتر میشدیم ابرها کمتر میشد و آفتاب بیشتر نمایان میشد و ما هم حسابی ایاق شده بودیم ،با دوستای جدیدمون تصمیم گرفتیم باهم شهر بم رو بگردیم و ببینیم.رفتیم به محلی که قرار بود با هزینه های خیرین توسط استاد محمدرضا شجریان، بنا و باغی در یادبود کشته شدگان زلزله بم احداث بشه که اسم بسیار زیبای باغ هنر بم یدک میکشید .منتظر بودیم محلی پُر از درخت و سرسبزی رو ببینیم که سرشار از هنر ایرانی و زیبایی باشه .اما …. با زمین پر از شن و ماسه و آجر و مصالح ساختمانی و اسکلتهای نیمه ساخته شده ی ساختمون ها مواجه شدیم. شوکه شده بودیم،  که مگه میشه بعد ز ۱۰-۱۵ سال هنوز هیچ پیشرفتی نداشته .

باغ هنر بم

مسیر بعدیمون، ارگ قدیم بم بود . شکوه و عظمتش از دور واقعا جذاب بود .از گیشه بلیط فروشی ، بلیطمون رو تهیه کردیم . وارد شدیم و روبرو شدیم با دیوارهای بازسازی شده ، کوچه هاو دیوارهای خاکی و گِلی و حجم زیاد مسافرو توریست ها .

بم

واقعا عظمت ارگ بم خیره کننده بود .البته یه غمی توی کل فضا بود.  وقتی آدم میدید بعد از اینهمه سال که از زلزله گذشته هنوز ویروونی های خیلی زیادی به جا مونده ،واقعا دلش می گرفت . گرچه آقای راهنما برامون توضیح میداد که از خیلی کشورهای مختلف هزینه ساخت و بازسازی بنا رو تقبل کردن و خیلی از کاوشگران کشورهای مختلف اونجا هم اومدن و کار کردن .با راهنمای خیلی خوب ارگ کل محیط رو گشتیم و همه قسمت های ارگ رو برامون توضیح داد.

بم

در مورد ارگ بم بهتون بگم که در فهرست میراث جهانی یونسکو به عنوان << بم و قضای فرهنگی آن >> به ثبت رسیده . ارگ بم با قدمتی که به سده پنجم میلادی برمیگرده یکی از بزرگ ترین سازه های خشتی جهان به حساب میاد که در مسیر جاده ابریشم قرار داره .ارگ بم قسمت های مختلفی  داشته از جمله مسجد، بازار، تکیه، کاروانسرا، مدرسه، حمام و محله‌های مسکونی و .. که متاسفانه زلزله تقریبا این اثر بزرک از بین برد .

بم

چقد خوبه که راهنمایانی در این مکان با ارزش هستن تا برای توریست ها و گردشگرانی که به اونجا میان به طور کامل همه چیو توضیح بدن ، واقعا این کارشون ستودنی بود .بعد از بازدید از ارگ بم یه تور رایگان بم گردی پیدا کردیم و رفتیم گشت و گذار توی بم .در مورد تور های بم گردی که به صورت رایگان برای گردش گرها و مسافرایی که اونجا بودن ، برگزار میشد میتونم بگم واقعا عالی بودن، راهنماهایی که در ارگ بم برامون اون اثر بزرگ توصیف میکردن بهمون پیشنهاد تور رایگان بم گردی دادن تا بیشتر با زیبایی های این شهر آشنا یشیم .این اتفاق برای همه مسافرایی که به بم سفر میکنن وجود داشت و خیلی راحت و بدون هیچ هزینه ای میتونستید بم رو ببینین.

یکی از قشنگترین چیزهایی که توی این سفر دیدم و برای من جذابیت داشت ، نخلستان بود . نخل های سر به فلک کشیده و بزرگ و واقعا زیبا که دل آدم رو میبرد.اینکه روی چمنهای زیر درختهای نخل بشینی و سرت رو بگیری بالا و از پایین به قد رعنای این درخت ها نگاه کنی، واقعا حال خوبی  واسه آدم میاره.

بم

بعد از پرسه زدن لابه لای درختا رفتیم سمت مزار ایرج بسطامی ، خواننده بزرگ موسیقی سنتی ایران که متاسفانه توی زلزله بم از دنیا رفته بود.

از دوستای دوچرخه سوارمون جدا شدیم و رفتیم خودمون شهر رو بچرخیم . تا شب گشتیم و آخر شب به کمک کارت فرهنگیان مامان یکی از بچه ها یه اتاق مدرسه رو برای اسکان گرفتیم . مدرسه تبدیل شده بود به مسافرخونه.همه کلاسها پر از خانواده هایی بود که از همه جا اومده بودن و ساکن مدرسه شده بودن . من برای اولین بار قرار بود توی یه مدرسه بخوابم . در کلاسی که به ما داده بودن رو باز کردیم و با صحنه جالب و پر خاطره ای روبرو شدیم .نقاشی های  بچه هایی که توی اون کلاس درس میخوندن ، نمودار، روزنامه دیواری و کلی طرح دیگه که همه روی کاغذهای کوچیک و بزرگ به دیوار کلاس  زده شده بودن .همگی باهم خندیدیم و یاد دوران درسمون افتادیم.تخته سیاه ،گچ و حتی میز معلم هم هنوز تو کلاس دلبری میکرد. آخ که با دیدن همشون واقعا خستگیامون در رفت و پرت شدیم تو خاطرات تلخ و شیرین مدرسه . کلی نشستیم گپ زدیم و گفتیم و خندیدم و دعوا کردیم و تو راهروهای مدرسه میچرخیدیم . تا اینکه نصف شب شد و کیسه خوابامون رو درآوردیم و روی دوتا فرش کوچیکی که توی کلاس انداخته بودن ۶تایی کیپ همدیگه خوابیدیم. در مورد کیسه خواب هم میتونین مقاله علیرضا بخونید تا به راحتی بتونین یک کیسه خواب مناسب سفر برای خودتون تهیه کنید .

بم

حتما لازم نیست تو هتل چند ستاره باشیم تا بهون خوش بگذره ، سعی کنیم دیدمون رو به سفر کردن تغییر بدیم ودنیای اطرافمون  رو بیشتر درک کنیم.تجربه گردش تو شهر بم شخصا برای خود من جالب و خیلی ماندگار بود .هنوز توی شهر آثار زلزله خودشو نشون میداد . تو خیابونا به این فکر میکردیم که اون سال تو زمستون اون شب چی گذشت به این مردم . بم محل گذر ما بود و فردا صبح  باید عازم چابهار میشدیم. هر روز به مقصد اصلی نزدیک و نزدیکتر میشدیم.

«
مریم
عشق جاده و سفر.همونکه یبار با کوله و پیاده یبار با چمدون و هواپیما دنیا رو میگرده.همه انگیزم کشف چیزای جدیده یاد گرفتن زندگی توی جاده تو سرما تو گرما.یه دخترم که نمیدونه تو سفر زندگی میکنه یا تو زندگیش سفر میکنه.من پر از نور و انرژی ام و آرزوهامو دارم زندگی میکنم.

نظرات

ارسال دیدگاه