هفت آبشار

یه روز از همین روزای گرم تابستونی تصمیم گرفتم که دوباره یه سفر قطارگردی برم ، به همت تعدادی از بچه های پایه این برنامه ۵ مرداد اجرا شد,هدفمون از این برنامه دیدن مسیر قطار تهران به ساری و پیمایش ۷ آبشار بود.

ساعت ۸ صبح بلیط داشتیم , ساعت ۷ اومدم ترمینال راه آهن , فقط ۲نفر از ۳۴همسفر رسیده بودن,با گذشت زمان کم کم بچه ها پیداشون شد وقتی اومدن از برق چشم های شیطون یه تعدادشون معلوم بود روز خفنی رو باهاشون پشت سر میزارم واسه همین لازم بود صبح اول صبح یه آمپول B-COMPLEX به خودم تزریق کنم که بتونم از پس انرژی تک تکشون بر بیام.همه رسیدن منم مثل مبصر کلاس ,یه حضور غیاب کردم و بعد سوار قطار نسبتا داغون ساری شدیم که اصلا امکانات قطار مهم نبود مهم نیت ما بود که یه سفر توپ با کلی تجربه جدید ثبت کنیم. مسیر قطار از ایستگاه های زیادی عبور میکنه به ترتیب از بن کوه-کبوتر دره-سیمین دشت-زرین دشت-مهاباد-فیروزکوه-گدوک-دوگل-ورسک-سرخ آباد-سوادکوه-پل سفید-زیرآب-شیرگاه-قائم شهر-گونی بافی -ساری .این مسیر تهران به ساری بود اما برای دیدن ۷آبشار باید ایستگاه شیرگاه پیاده بشین . نگم براتون از مسیر قطار تهران به ساری که از ایستگاه فیروزکوه به بعد حس میکنی ریل قطار وسط بهشت افتاده ,از توی جنگل و مناطق سر سبز رد میشی و حتی بعضی از مسیر های کوتاهش از کنار رودخونه, به خصوص ایستگاه پل سفید تا شیرگاه و اگه طالب طبیعت باشی  هر قسمت از این مسیر حال عجیبی بهت میده.

قطار داغون ساری از امکانات سرمایشی و گرمایشی تعطیل بود ،با تمام این شرایط بچه ها انقد خوش سفر بودن که نیش بازشون لحظه ای بسته نمیشد و در کنار هم سالن شماره ۲ قطار رو به محل برگزاری بزرگترین فستیوال موسیقی جهان تبدیل کردیم، از آهنگ های شاد بندری بگیرید تا آهنگ های خاطره انگیز ابی و داریوش که داشت یک صدا پخش میشد,سامان هم با گیتار کوچیکش تاثیر بسزایی در این فستیوال داشت, بچه ها چنان با اشتیاق و هیجان آهنگ ها رو به صورت هماهنگ باهم میخوندن که حتی دیده شده که خود رییس قطار به این باور رسیده بود که سالن شماره ۲ از تجمع بزرگان موسیقی جهان از گروه کر گرفته تا آهنگ سازان معروف گرد هم آمدن,ناگفته نماند تمام این اتفاقات در یک کوپه ۶نفره که به شکل عجیبی نزدیک به ۲۰ نفر در اون خودشونو جا داده بودن ، صورت گرفت .چه فرقی بود بین فستیوال بزرگ جهان که فقط بلیط ورود بهش ۳۵۰هزار تومنه و فستیوال بزرگ ما که با ۱۲تومن هزینه بلیط رفت، اجرا شد .میخوام بگم براتون ساختن شادی دست خودتونه همیشه هم برای ساختنش دنبال جیب پر پول نگردید.

قطار تهران به ساری و هفت آبشار
اینم سالن بزرگترین فستیوال موسیقی جهان

یکی از جذابیت های مسیر قطار گردی ساری عبور از  * پل ورسک * که یکی از زیباترین و قدیمی ترین پل های ایرانه,زیبایی طراحی این پل سالانه بازدید کننده زیادی رو به سمت استان مازندران شهرستان سوادکوه روستای ورسک جذب کرده.پل ورسک در سال ۱۳۵۶ ثبت ملی شد. در حال حاظر فقط قطارهای تهران ساری و تهران گرگان از روی این پل عبور میکنه که میتونید به انتخاب خودتون با پرداخت بلیط ۱۲تومن یا ۲۶ تومنی از این پل و مسیر فوق العاده زیبا دیدن کنید که فکر میکنم ارزش یک بار امتحان کردن رو داشته باشه.

پل ورسک

نزدیک به ساعت ۲:۳۰ ظهر رسیدیم ایستگاه شیرگاه یعنی محل قرار ما با مینی بوس هایی که قرار بود مارو تا جاده ی ورودی به  ۷ آبشار برسونن . فاصله ی بین ایستگاه شیرگاه تا روستای تیرکن که ۷آبشار در اون واقع بود حدود ۱ ساعته ولی برای افرادی که با خودروی شخصی میرن مسیر به این شکله که به استان مازندران و در ادامه به شهرستان سواد کوه و منطقه ی شیرگاه میان و برای دسترسی به روستای تیرکن ابتدا به بابلکنار، سپس درازکلا، جاده سمت راست پادگان و سپس روستای تیرکن میرن. بخشی از مسیر آسفالت و بخشی خاکی هست که برای خودروی شخصی جاده ی  نسبتا  صاف و راحتیه که جای نگرانی نداره.

لب جاده ی ورودی به ۷آبشار پیاده شدیم و از یه مسیر جنگلی که کاملا پاکوب شده  تا آبشار ۶ پیمایش کردیم بعد از ۱ ساعت پیاده روی به آبشار ۶ رسیدیم و همونجا توقف کردیم.تعدادی از بچه ها همین اطراف محل استراحت مشغول عکاسی بودن وبعضی از بچه ها داخل حوضچه آبشار شیرجه میزدن و شنا میکردن که محل مناسبی بود برای آب تنی ,منم طبق قولی که به خودم داده بودم زباله های اطراف این ابشار رو پاکسازی کردم که حسن و رضا هم کمک کردن و همین جا عاجزانه ازتون خواهش میکنم نگران طبیعت باشید با این روندی که در ریختن زباله توی طبیعت دارید پیش میرید, دیگه برای نسل های بعد این مناطق فقط جزو یه خاطرات شنیدنی از نسل پدر بزرگ و مادر بزرگای طبیعت گرد میشه و فرزندای ما با زمین داغونی رو به رو میشن که حتی تصورش هم آزار دهندس.

هفت ابشار و آبشار ششم
آرامشش بی نظیره ، آبشار ششم

بعد از جمع آوری زباله ها یه چایی آتیشی توپ زدم که خستگی حسابی از تنم بیرون رفت.تا ساعت ۷ پای آبشار ۶ بودیم بعد کم کم به سمت آبشار ۳ برگشتیم بعد از یه استراحت کوتاه به مسیر برگشت ادامه دادیم .بچه ها توی مسیر باهم شوخی میکردن و میخندیدن منم خوشحال بودم که دارن لذت میبرن و همین برای من یعنی ثبت یه روز قشنگ برای مهم ترین امری که باعث شده ما به دنیا بیایم چیز ارزشمندی به اسم *زندگی* که هر روز با شکل های متفاوتی باهاش رو به رو میشیم.

ساعت ۸:۴۵ سر ورودی جنگل بودیم و به اتفاق مینی بوس ها به سمت رستوران نخلستان که تمیز ترین رستوران در فاصله ی ۱کیلومتری ایستگاه راه آهن شیرگاهه به صرف شام حرکت کردیم بعد از صرف شام به سمت ایستگاه شیرگاه رفتیم و قطار با کمی تاخیر به ایستگاه رسید . قطار برگشت از نوع قطار به اصطلاح درجه ۱ بود که فرقش با قطار رفت نرخ بلیطش بود و به امکاناتش کولر و تخت اضافه شده بود ناگفته نماند که به حمدالله یه آبمیوه هم دادن . نزدیکای ساعت ۷ رسیدیم تهران از یه طرف خوشحال بودم که به بچه ها خوش گذشته بود و همه صحیح و سالم رسیدن تهرانو  از یه طرف ناراحت که این سفر هم تموم شد اما از اونجایی که ما سفر ساز هستیم این پایان یه سرآغاز دیگه به دنبال خودش داره.

 

 

«
سحر
سلام ، سحرم بهم میگن وروجک ولی به مارکو منو میشناسن، خیلی شلوغ شد میدونم،بنابراین اسم خاصی ندارم.اگه ازخودم بخوام بگم ، یه فارسی زبانم اما زبان اولم انرژی مثبته،اگه زبون منو کسی فهمیدکه باهام ارتباط برقرار میکنه اگه نفهمید دیگه کلا منو نمیتونن بشناسن.یه انسانم اما دارم به سمت ازادی و رهایی بیشتر خودمو نزدیک میکنم که ممکنه تا یه مدت دیگه پرنده بشم.از من بعید نیست چون من حتی اگه نیوتون بودم روی درخت بودم نه زیر درخت،اگه ادیسون بودم کاری با لامپ نداشتم،میزاشتم به نور آتیش و شمع دل بدیم.با هام هم قدم باشید که یه فصل جدید و عجیب از ازندگی رو بهتون نشون بدم.

نظرات

ارسال دیدگاه